تبليغاتX
دوستداران شکاروطبیعت

با تمام شدن فصل قوچ گدار،صدور پروانه های مناطق آزاد به صورت قرعه کشی شروع شده وکم وبیش در ثبت نام  این پروانه ها اقدام می کنند.قوچ ومیشها به صورت دسته ای شده اند وپس از تمام شدن مستی قوچ ها،قوچ های درشت وقابل امتیاز از دسته های میش وبره ها به صورت جدا پرسه می زنند وقوچ های کوچکتر در دسته می مانند.در این اطراف که دسته های قوچ ومیش قابل ملاحظه ای رویت می شدند که اکثرا در کوههای خاوه،بخشی از مناطق جاسب،قالهر،نشلج بودند که در این فصل میشها از مستی قوچها آرام ندارند ودائم در حال عوض کردن کوه می باشند.

البته در برخی از مناطق هم به دلیل شکار بی رویه چشم وگوش محیط بانان باز تر شد وموجب دستگیری بعضی از شکارچیان اطراف شد.با تمام شدن مستی کَل ها وقوچها، مستی کَل آهو شروع شده ودسته میش وقوچها وکَل وبزها آرام گرفته اند.و این در حالی می باشد که در مناطق آزاد به دلیل تیر اندازی زیاد به این دسته ها ممکن است یک دسته از میش وقوچها به مدت یک ماه در دره هایی که دید کم دارند سکون داشته باشند وامید واریم شکارچیان بیشتر دلشان  به رحم بیاید.

در قوچ گدارامسال موقعیتهای خوبی داشتیم وداستان شکار در پستهای بعدی نمایش داده خواهد شد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 18:0 توسط دوستداران |

با شروع فصل پاییز، شکارچیان به دنبال پروانه پرنده هستند.شکار کبک بین شکارچیان ایران خیلی بیشتر هست ویک هیجان خاصی موقع دویدن دنبال کبک وشلیک کردن هنگام پرواز پرنده به شکارچیان دست می دهد.

در جابه جای مناطق ایران شکار کبک را به وسیله "پرده"می شناسند وکمتر شکارچی ها از این شیوه استفاده می کنند واین هم به دلبل ممنوع بودن این نوع شیوه شکار ویا کم حوصلگی شکارچیان می باشد.

این نوع پرده تشکیل می شود از یک زمینه سفید از هر نوع پارچه ای ودوختن یا چسباندن پارچه های گل دار ورنگارنگ روی این زمینه که معمولا ابعاد این پارچه را از 2.25متر مربع بیشتر نمی گیرند.برای نگه داشتن پرده،در چهار گوش پرده از بستهایی استفاده می کنند ودو چوب صاف به صورت ضربدری در این بستها جا می گیرد.برای نشانه روی،در بالای محل تقاطع چوبها به اندازه یک دایره ازپارچه را می برند .

شیوه شکار به این گونه می باشد که در مزرعه ای ویا محلی که کبک هست پرده را باز میکنیم وبه راه می افتیم وبعد از نمایان شدن کبکها باید کمی صبر کنیم تا آرام شوند ودسته جمعی به طرف پرده می آیند.البته این شیوه بعد از یکی دو بار تیر اندازی جواب نمی دهد.در زمستان و یک ماه از پاییز گذشته  کبها بهتر به پرده می آیند.

   

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:39 توسط دوستداران |

روش اندازه گیری شاخ تروفه ها

هر حیوانی که دارای امتیازاتی بی نظیر در نوع خود باشد،به آن تروفه گویند.تروفه اندامی از حیوان است که دارای امتیاز یا رکورد باشد.مثلا در قوچ وکَل وبه طور کلی(در حیوانات شاخ دار،شاخ آنها و درجانوران گوشتخوار وغیره،(جمجمه وپوست)وپرندگان عمدتا تروفه هستند).یک تروفه به علت هزینه هایی که صرف شکار وبه دست آوردن آن می شود،برای علاقه مندان به جمع آوری تروفه ویا موزه های تاریخ طبیعی از نظر علمی،خیلی با ارزش هستند.برای اندازه گیری طول شاخ،باید از یک متر فنری بسیار باریک ونازک که پهنای آن حداکثر نیم سانتی متر باشد،استفاده کرد.از این گونه مترها به طول 1تا3متر در بازار وجود دارد.برای اندازه گیری،نخست سر متر را در ابتدای پایه شاخ ودر خط میانی آن قرار داده وتا نوک یا انتهای شاخ اندازه گیری ویادداشت می شود.البته،برای اندازه گیری اگر دو نفر باشند،کار بهتر به انجام  می رسد.دقت اندازه گیری تا ۱۰سانتی متر مربع وحتی کمتر صورت می گیرد.در ایران اندازه گیری شاخ طبق فرمول cicانجام می گیرد.در نمایشگاه بین المللی تروفه ها،یک گروه داوری با این فرمول،تروفه ها را بررسی ونشان های آنها را تعیین می کند.

                قوچ اصفهان

 

دنباله مطلب را در ادامه مطلب مطالعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 22:36 توسط دوستداران |

در این چند وقت  خبرهایی شنیدیم...

دستگیری یک شکارچی در کوههای راونج با یک راس قوچ شکار شده ،توسط مامورین محیط زیست دلیجان...

دستگیری یک تله گذار در نزدیکی راه اصفهان- دلیجان روبروی روستای هستیجان، توسط رئیس محیط زیست موته...

درگیری  دو دسته شکارچی در مناطق هفتاد قله که هر کدام فکر کرده بودند که طرف مقابل مامورین محیط زیست هست...

دستگیری یک شکارچی در مناطق اردهال، توسط محیط زیست کاشان...

البته این خبر ها حقیقت داره ولی خبری هم هست که امیدوارم نادرست باشه ویک شایئه...

+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 22:36 توسط دوستداران |

مهر ماه سال 1366 به همراه یکی از دوستان قدیمی که اسلحه کالیبر 243 داشت به منطقه "لته در" در 15کیلومتری محلات رفتیم.

وسایل مورد نیاز را برای یک هفته ایی فراهم کرده بودیم.ساعت 5بعد از ظهر خودمان را به مزرعه ای که نزدیک کوه بود رساندیم.صبح روز بعد خودمان را تیغ آفتاب به محل مورد نظر رساندیم که بعد از چند ثانیه دوربین کشی چند دسته حیوان پیدا کردیم.یکی از دسته ها 15راس قوچ ومیش بود که با نقشه کشیدن خودمان را به 200متری آنها رساندیم .در این دسته 3قوچ 5تا 6سال بود که با نشانه روی آقای گیاهی قوچ اولی را دراز کرد وبا تیر بعدی هم قوچ دومی را از دسته جدا کرد.

روز اول را سپری کردیم که تصمیم گرفتیم روز دوم را از کوه پایین بیاییم.شب را در محلی از کوه گذراندیم.ساعت 6 صبح در حال دوربین کشی بودیم که ناگهان چشمانم پشت دوربین بر هم پیچید وبه دوستم گفتم بیا وببین چه خبره...

12 راس قوچ یکدست 9سال در حال چرا بودند.من خودم را به گداری رساندم که طبق تجربه خودم محل عبور حیوان می دانستم ودوستم برای تیر اندازی به نزدیک آنها رفت ناگهان صدای گلوله به گوشم رسید .خودم را برای تیر اندازی با تک لول روس آماده کردم ناگهان قوچها در حال دویدن از گدار به سمت من آمدند. به فاصله خوب که رسیدند یکی از آنها را انتخاب کردم و ماشه را چکاندم .با رفتن چند قدم  به زمین خورد .به سمت دره ای که دوستم تیری انداخت رفتم که دیدم یکی از آنها را زده ولی قوچی که من زده بودم تروفه ایی بهتر بود که تصمیم گرفتیم با برش صحیح پوست آن را برای تاکسیدرمی تنه کامل ببریم.قوچی که آقای گیاهی زده بود را به کول گرفتیم و به سمت قوچ دومی رفتیم . پوست را از زیر گلو تا سینه شکاف دادیم وتا سر دست شکاف را ادامه دادیم

همین که چاقو را به سمت گلو بردیم برای جدا کردن سر از تنه قوچ تکانی به خود داد وشاخی به مچ دستم زد وپا به فرار گذاشت.آقای گیاهی اسلحه اش را به سمت قوچ گرفت وچکاند که گلوله کمی سر زد وتیر بعدی را هم خطا زد.سراسر مات بودیم وتعجب زده از این اتفاق.یک روز محل خونریزی را دنبال کردیم ولی موفق نشدیم.با رفتن به محلی که حیوانهای قبلی را شکار کرده بودیم وبا مشکلات ...برگشتیم...

+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 22:27 توسط دوستداران |

چند روزی پیش با یکی از رفقا تصمیم گرفتیم تا برای سومین بار در امسال به بهونه کوهنوردی و رفتن به قله اردهال خودمونو همرنگ با طبیعت کنیم...

ساعت 6خودمونو به دره ی دونیر رسوندیم چندتایی گله در نقاط دور ونزدیک دونیر در حال چرا بودند.

مشغول ساختن چای وخوردن صبحانه شدیم.بعد از 45دقیقه ایی دره را به پا گرفتیم وبه طرف قله پیش رفتیم .به انتهای دره رسیدیم. روی گدار دایی به استراحت ودوربین کشی پرداختیم.بر عکس ناامیدی های سالهای پیش چندثٍانیه ایی از پاک کردن کوه نگذشته بود که قوچی جلوی دوربین آمد .بلافاصله آرام دستم را به طرف دوستم تکان دادم ومشغول فیلم برداری شدم.با بررسی بیشتر شره ها واطراف، چند رأس دیگر میش وقوچ را پیدا کردیم که 3رأس قوچ 6تا8سال و9رأس میش وبره بودند.قبل از ظهر روحیه ایی شاد داشتم ولی از بعد از ظهر بی خبر بودم.با دیدن قوچ ومیشها  به قسمت دره زنگله راهی شدیم .نزدیک ظهر بود در کف دره چند رأس بز وبزغاله تن خود را به صخره های گرم داده بودند.بعد از چند ساعتی به چریدن به طرف بالا راهی شدند در بین بزها یک بز زخمی که به ران بز گلوله اصابت کرده بود دیده می شد ودردناک تر از همه اینها این بود که دو بزغاله همراه خود داشت.

بعد از دوربین کشی واقعا از کارهای غیر انسانی بعضی ها متأسف شدم وناراحتی را با خود به خونه آوردم...

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 22:58 توسط دوستداران |

مناطق اردهال را به طور کم و بیش در مطالب قبلی توضیح داده بودم ولی تنها چیزی که از یادم رفته بود جنایت تابستان سال 80 در دره زنگله بود.

در تابستان آن سال به گفته یکی از گله داران این مناطق نزدیک به ساعت 4 صبح جمعی از کوهنوردان از طرف  نیاسر کاشان به این مناطق قصد کوهپیمایی را داشته که در چند جلد و کوله نظامی اسلحه هم با خود حمل می کردند.

::::در نزدیکی ظهر بود که صدای تیری را شنیدم که از طرف دره زنگله بود.پس از چند ثانیه ایی پی در پی از دیگر نقاط کوه صدای رگباری وتک تیری به گوشم رسید.روز بعد گله را به همان دره بردم که طرف صبح در نزدیکی چشمه آبی 9پوکه پیدا کردم.در آخر دره هم(چاله قاسمی )یک بز ودر درها(نام درخچه ای) یک دو بری ویک تکه 5سال در بالاتر حرام شده بودند.

این مسئله بدون پیگیری محیط زیست به پایان رسید وپوکه هم معلوم شد که از کالیبر کلاش وژ3 بوده است.افرادی که دیده شده بودند کاره ای بودند وبه دلایل خاصی ادامه دادن به این مطلب امکان  ندارد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 21:29 توسط دوستداران |

تاریخچه:

منطقه هفتاد قله به دلیل شرایط جغرافیایی وپوشش گیاهی انبوه و وفور جانوران وحشی قابل شکار،یکی از شکارگاههای تاریخی ایران بویژه در دوره قاجاریه بوده است که سنگ نوشته های باقیمانده در دیواره های صخره ای دره چکاپ مربوط به سال 1294هجری قمری مؤید این موضوع است.در سال 1349 به دلیل ویژگی های طبیعی آن بعنوان منطقه شکار ممنوع اعلام ودر سال 1353 با اضافه شدن برخی نواحی وکوههای همجوار به آن توسط محیط زیست  بعنوان منطقه حفاظت شده هفتاد قله تغییر نام یافته است.

موقعیت

منطقه حفاظت شده هفتاد قله با وسعتی معادل 81125 هکتار حدود 7/2 درصد مساحت استان مرکزی را تشکیل داده ومحیط پیرامونی آن نیز 140 کیلومتر می باشد.این منطقه از نظر مکانی در فاصله 25 کیلومتری شرق اراک،30کیلومتری شمال خمین و15 کیلومتری شمال غربی محلات و35 کیلومتری دلیجان واقع شده واز لحاظ تقسیمات کشور تابع شهرستانهای اراک ومحلات می باشد.

وضعیت طبیعی

منطقه هفتاد قله از پیکره کوهستانی که در گستره ای از تپه ماهورها ودشتها قرار گرفته،تشکیل شده است.کوه هفتاد قله که بلندترین قله آن 2686متر ارتفاع داردومهمترین رشته کوه این منطقه می باشد.این منطقه به دلیل دامنه تغییرات  ارتفاعی از رویشگاههای گیاهی وزیستگاههای جانوری مختلف برخوردار می باشد.کوه برف شاه با ارتفاع 2993متر بلندترین قله منطقه وپایین ترین نقطه آن دشت شمالی منطقه است که ارتفاع آن 1677متر برآورد شده است.کوههای مهم منطقه عبارتند از کوه لته در،کوه برزرد،کوه قنقال،کوه سله بهر،کوه چارکان،کوه سیبک،کوه قادر،کوه دم شیر،کوه چنار،کوه پهنه ودره های معروف آن علی خلیل،گزل در،بزندر،غزال،چکاک،سیبک،کفتر خون،دال خونی و...نام دارند.

 

بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 18:20 توسط دوستداران |

شاید اصطلاح "تودلی"برای ما عجیب به نظر برسه اما فرصت خوبی هست که از برخی جنایتهای شکار کشها هم در وبلاگ بنویسم.این اصطلاح اگر چه برای تمام شکارچیها ناآشنا هست اما برای کسانی که این کار های غیر انسانی را انجام می دهند کلمه ی لذیذی هست.

برخی از شکار کشها در اواخر اسفند ماه برای استفاده از غذای به قول خودشان لذیذ وبرای شکمشان به شکار کردن میش وبزهای آبستن می پردازند واز بره وبزغاله هایی که کاملا شکل نبسته اند به عنوان کباب استفاده می کنند.

شما فکرشو بکنید وببینید تا چه اندازه باید بی رحم و...

من به عنوان یک دوستدار شکاروطبیعت خیلی متاسفم.

در زیر عکسی از بره ای که به تله افتاده بود می بینید

 

+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:5 توسط دوستداران |

   مناطق حفاظت شده موته یکی از مهمترین مناطق آهو خیز ایران هست که به همین دلیل در زمان قبل از انقلاب مورد توجه قرار گرفت.در سالهای 57 به بعد با از هم پاشیدن این مناطق، بیش از 6هزار راس از آهوان این مناطق توسط افراد سود جو شکار شد.که اکثر آنها توسط موتور وماشین شکار شدند.

توزیحات بیشتر از مناطق موتهhttp://shekar-tabiat.blogfa.com

  

 

بقیه مطلب را در ادامه مطلب ببینید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 14:54 توسط دوستداران |