تو فصل بهار وبه بهانه چیدن ریواس ما هم استفاده می کنیم و از زیبایی های طبیعت لذت می بریم.چند روز پیش به بخشی از مناطق پناهگاه حیات وحش موته رفتیم و چند عکسی تهیه کردم.امیدوارم لذت ببرید.
اردیبهشت ماه یکی از ماههای قشنگ سال هست.البته برای افرادی که طبیعت دلچسبو به منزله جان گرفتن روح وروانشون دوست میدارن.فصل بهار خیلی خیلی برای ما انسانها زیبا هست کوهها ودشتها سبز پوش می شوند وجان دوباره می گیرن.از همه اینها که بگذریم برای وحوش هم سپاسی هست اگر چه برای ما انسانها که از این طبیعت زیبا استفاده می کنیم شکر و سپاس به ذهنمون خطور نمیکنه.
در فصل بهار وموقع رویش ریواس خانواده ها دسته جمعی به طرف طبیعت حرکت می کنن و ساعاتی اندک رو دور از شهر لذت می برن.اگر چه رویش ریواس در این مناطق دقیقا مرکز وقلب مناطق حفاظت شده هست و چند هفته وحوش حراسان هستند،با این حال محیط زیست هم امسال سخت تر از سالهای قبل ورودی این مناطق رو محدود ویا مسدود کرد و جای تشکری هم هست. حرفها وسخنها زیاد و اعصاب وروان کم ،از زباله دانی کردن طبیعت توسط مردم،از سو استفاده کردن برخی جانور ها برای گرفتن بره وبزغاله ها هنگام زاییدن میش وبزها،از .... و و و و و.....




فصل شکار امسال ما رونقی نداشت و به دلیل کار ومشغله حتی نتونستم یه کوه درست وحسابی بریم.پروانه هم که ثبت نام کرده بودیم چیزی قسمتمون نشد ولی یکی از دوستان پروانه قوچ اوریال تو گلستان گرفته بودن که یه قوچ ۸سال هم زدن ویکی از دوستان دیگر کوههای اطراف کاشان یک قوچ اصفهان زدن که اجازه ندادن عکساشون رویت بشه. اما از پرنده هم که هیچ خبری نبود.نوشته های به یاد ماندنی شکار دوستان هم در مطلبهای بعدی خواهید دید.

(قوچ اوریال شکار شده ۲۲/۸/۹۰)


(قوچ اصفهان شکار شده ۲۰/۱۱/۹۰)

در مطالب بعدی چند ویدئو از حیات وحش موته اضافه خواهد شد.
چند روزی هست که فصل شکار کبک شروع شده در حالی که این مناطق بهار خوبی نداشتیم جمعیت کبکها مثل سالهای قبل نیست.در روزهای پنجشنبه وجمعه مزرعه های این اطراف آنقدر مملو از شکارچیان کبک میشود که از شلوغی هیچ یک به آن صورت موفق به شکار نمی شوند.برخی هم سوءاستفاده کرده وبه بهانه شکار کبک به کوه می زنند وسراغ چارپا می روند.ولی من امیدم به پروانه های چار پا هست بلکه به امید خدا از سه استانی که با دوستان ثبت نام کردیم یه کدومش بزنه،از طرفی دیگه متاسفم برای برخی از مسئولین محیط زیست که نور چشمیهای خودشونو برای پروانه چارپا انتخاب میکنند ونباید هم انتظار داشت که شکار غیر مجاز جدا از شکار کشها، جمع وجور بشه و در کنار همه اینها قوچ گدارو باید در نظر داشت وآن تروفه های زیبا. شنیدم که محیط زیست شهر کاشان هم برای صادر کردن پروانه پرنده به دلیل زیاد بودن متقاضی واسلحه دار (ثبت نام) میکنند.




ریواس تقریبا جای جای مناطق ایران که فقط در اردیبهشت ماه وکمی زودتر یا دیرتر رشد می کند.از ریواس گفتم شاید بهتر باشه برخی از خواصش هم اضافه کنم.
ریواس شادی بخش،اشتها آور،دارای ویتامین آ،ب،ث می باشد.لوزالمعده را وادار به ترشح انسولین می کند.صفرابر،پاک کننده جگر،مقوی معده وروده،تنگی نفس را درمان می کند.طبیعت ریواس سرد وخشک است.شادی آور وبرای رفع تشنگی مفید است.
ریواس مایه سلامتی دندان هاست.مانند فیلتر برای خون می باشد.ریواس برای بیماری کابوس موثر است.اگر کوبیده ریشه ریواس را۸ روز در ماه بخورند نفخ جگر،ورم کلیه،درد رحم،خون سینه،سرفه وباد فتق را رفع وهمه ی گیر وگرفتگی های رگها را بگشاید.
(منبع:گیاه درمانی سنتی-طب رازی)
*عکسهایی از حیات وحش برخی مناطق تحت حفاظت موته*








گرچه در فصل شکار امسال تروفه های خوبی در دید دوربین آمدند ولی موفقیت شکار صفر بود.
(صیادی کاریست بمبه لوسی دوصد زوزش عزا یک روز عروسی)

روز دهم بهمن ماه یکی از روزهای سرد زمستان که بنا به تصور ما روزی آفتابی بود.ولی از اول صبح مه وباد برف پوست از صورتمان برد و با انتخاب کردن یکی از مناطق خوب شکار گیر به کوه زدیم ولی جایی برای دوربین کشی پیدا نبود.مه سراسر کوه را فرا گرفته بود موج مه بر دامن کوه منظره ای زیبا را درست کرده بود. از یک ساعت بعد هم برف شروع شد وناامید از روز شکار مشغول جمع کردن بته وجاز شدیم که کمی گرم شویم بلکه هوا کمی باز شود.با شدید شدن برف از اميد مان کاسته شد وخیال برگشتن به سرمان زد یکی از دوستان گفت تا اینجا هستیم جلوترو هم ببینیم با کمی عجله راه افتادیم به سمت قسمتی از کوه که اکثر روزهای زمستان شکار گیر بود رفتیم.به بالای همان قاش که رسیدیم کوله هارو در آوریم کمی سبک شویم.همینطور نا امید به طرف جلو برای پاک کردن رفتیم.چند قدم جلوتر که رفتیم رفیقم گفت یه قوچ این پایین میچره کمی جلوتر رفت یک قوچ دیگر هم بود.(یک۷سال ویک ۴سال) رفیقم مشغول پاک کردن برف وآب از روی دوربین اسلحه اش شد که برای تیر اندازی آماده بشه، اسلحه کالیبر ۳۰۳ انگلیسی را روی کَمر سپُرد---فاصله ۲۳۰متری با کمی نفس چاق کردن آماده ماشه کشیدن شد.قوچ۷سال در حال چرا بود.صدای غرش اسلحه کوه را لرزاند. گلوله به هدف خورد قوچ با کمی دویدن به زمین خورد وبا سرعت به سمت قوچ راه افتادیم وپس از چند تایی عکس برداری به سمت پایین آمدیم. پایین کوه که رسیدیم سر تا پا خیس بود.روز خوبی بود خاطره ی شکارش در لحظه آخر فراموش نشدنی هست. طول شاخ چپ ۶۶سانتيمتر وشاخ راست چون کمی شکسته بود ۶۴سانتيمتربود .
شکار شده ۸بهمن۱۳۸۹
شرح شکار در مطالب بعدي
امسال چند باری فرصتهای عالی برای شکار تروفه های خوب پیش اومد ولی پایان ویا بهتر بگم چکاندن خوبی نداشت.
در روز هشتم آذرماه بود به یکی از مناطق خوب وگدار گیر رفتیم.در این فصل محل خوبی برای عوض کردن کوه برای قوچها ودید وسیعی برای دسترس بودن کل وبز می باشد.صبح ساعت ۴:۳۰راهی منطقه شدیم همان اول صبح در سختها ۵راس بز وبزغاله می چریدند.یکی از دوستان چند روزی قبل به دو کل ۸سال و۱۱سال تیر اندازی کرده بود ولی موفق نشده بود.به هوای آنها بز وبزغاله ها را ۳تا ۴ساعتی داشتیم ولی از کل خبری نبود.نزدیک ظهر شد به رفیقم گفتم گور پدرش با تَکَش بیا چایی بسازیم حیوون خودش میاد.خنده ای زد وجایی را درست کردیم برای استراحت.در حال گذاشتن کنسرو وچایی نیم ساعتی را یه چرتی زدیم ودو مرتبه مشغول دوربین کشی شدیم.پس از چایی وبند وبساط رفیقم گفت برای دوربین کشی به قسمتی از کوه که بزوتکه گیر بود میرم چیزی دیدم خبر میکنم.من هم تا یک ساعتی بز وبزغاله ها را رویت می کردم.در همون دوربین کشی بز وبزغاله گویی صدای به هم خوردن سنگ در پشت سرم اومد ولی توجه نکردم ولی در ۱۵دقیقه بعد صدای فوش شکار پشت سرم شد وقتی صدا را شنیدم آروم اسلحه رو از ضامن خارج کردم و آروم آروم سرم را بالا آوردم.با اینکه یه کَمر جلوم بود سرم را کمی بالا تر آوردم به شاخ قوچ برخوردم.یک قوچ ۹سال در فاصله ۲۰متری طرف من را نگاه می کرد.اسلحه را آروم آروم آوردم بالا و بعلاوه را رو کتف قوچ گذاشتم حین کشیدن ماشه گفتم بگیر بخواب که جاد خوبه ماشه را چکاندم تقی سوزن خورد وفشنگ عمل نکرد. گلنگدن را کشیدم ولی دیدم پوکه خال بیرون آمد مرمی ظاهرا سر کپ گیر کرده بود.قوچ هم با دیدن این تکانها وصدا پا به فرار گذاشت.تا الان از این اتفاقا دو بار سرتیر قوچ پیش اومده ولی در اون روز ۳۰تا فشنگ همراهم بود همشونو با سنگ له کردم وانداختم.خیلی اعصابم خورد شده بود.رفیقم دم عصر بود اومد گفت چیزی ندیدم .گفتم هیچی نگو تا قنداقو تو مُخد نزدم گفت چی شده قضیه رو گفتم خیلی تعجب کرد.

عکس:خرداد ۱۳۸۵
پدرم به نقل از پدر بزرگم میگفت حیوون هر موقع که از ذکر خدا دور میشه تیر به کار میخوره ولی هر کس یه عقیده ای داره.
در اواخر اردیبهشت ماه تفریحی به مناطق اردهال رفتیم.شب سختی بود سرما از یک طرف وبارون وباد دمه هم از طرف دیگر .
خلاصه شب رو تا ساعت ۴صبح یه جوری سپری کردیم .دیگه کم کم بار وبندیلو سبک کردیم به طرف ییلاق مرق راه افتادیم که آفتاب نزده به هوای تکه های درشت اونجا باشیم.نر کوه رو گرفتیم به سمت قله سوز شدیدی در سپیده ی صبح به صورتمان می زد که تقریبا تا ساعت ۶روی قله بودیم روی سختهای چاله قاسمی که قسمتی از مناطق قوچ ومیش گیر منطقه بود پاک کردیم که ناگهان در چند متری پایین تر صدای تق قق وخیلی صداهای هولناکی به گوش می رسید.دوستم گفت که صدای شاخ جنگی کل هست.هوای سختها را داشتیم که این کل ها به چشم بیان اما چیزی نبود که نبود.گویی در همون اطراف با روشن شدن هوا دزد کرده ویا بویی برده بودند.میخواستیم به طرف ییلاق حرکت کنیم که صدای بزغاله به گوشمان رسید.کمی پایین تر اومدیم که ناگهان به بز ودوتا بزغاله برخوردیم که به گمونم همون شب یا روز پیش به طبیعت اومده بودن .بز که ما رو دید پا به فرار گذاشت وبزغاله ها همان جا موندن.رفتیم نزدیکی بزغاله ها یه عکسی گرفتیم وبه طرف ییلاق حرکت کردیم.در همون روز ۲۲راس گراز وچندتایی دو سه بری که کل ۲-۳سال میشه گفت دیدیم.بعد از ظر در راه برگشت سری به جایی که بزغاله ها بودن رفتیم که خوشبختانه بز برده بودشون.
با زیاد شدن این همه اسلحه وصیاد میتوان به قدرت الهی پی برد که باز هم دسته های کل وبز وقوچ ومیش در جا به جای مناطق اردهال رویت نمود که خدارو شکر با رعایت کردن صیادهای منطقه در وقت ونوع شکار این دسته روبه افزایش می باشند.

هفته پیش شهر دلیجان شاهد درگیری مسلحانه نیروی انتظامی با یک مردمسلح بود.
جریان از این قرار بوده که صیادی در نزدیکی روستای دوریدان به شکار کبک میره که در نزدیکی روستا یک مرد موتور سوار با دزدیدن دولول این صیاد به شهر میره واز اونور هوس شکار به سرش میزنه با موتور گازشو میگیره از روستای خورهه محلات به کوههای هفتاد قله میره برای شکار تکه ...خیلی خنده داره البته میگن که این مرد از عقل تنگ دسته.
خلاصه صیاد بی سلاح با گزارش دادن به کلانتری مامورین این موضوع رو پیگیری میکنن .در غروب روز بعد از پاسگاه خورهه دیدن که یک مرد اسلحه به کول با موتور داره از طرف کوه میاد پایین که با ایست دادن نمیتونن کاری از پیش ببرن وپا به فرار میزاره.در بین راه موتورش خراب میشه وسر راه جلوی یک موتور سوارو میگیره که با شلیک یک تیر موتورشو میگیره به طرف شهر دلیجان میاد که با تعقیب نیروی انتظامی با دولول به طرف مامورین هم تیر اندازی میکنه که با درگیری مامورین با این مرد پس از برخورد سه گلوله از طرف مامورین نیروی انتظامی به پا وصورت این مرد اونو دستگیر میکنن.
در چند روز پیش هم مامورین آگاهی به هوای بازدید خونه یکی از شکارچیا میان خونش میبینن بله دارن شکارم پوست میکنن.ولی جالب اینه که حیوونایی که زده بوده دوتا بره امسالی بوده که با خبر دادن محیط زیست این موضوع رو پیگیری میکنن.
من از امروز به بعد به روز کردن وبلاگو دست میگیرم که امیدوارم از مطالبم لذت ببرید.
در ابتدا باید تشکر کنم از تمامی محیطبانان ودست اندر کاران محیط زیست دلیجان ،موته،کاشان وقم که در این چند وقت خداییش کارشون تحسین داره ومن از برخوردای قاطعشون با شکار کشها وبرخی شکارچی های متخلف تشکر میکنم.البته عکسی که در زیر میبینید شکارچی هست نه شکار کش این بنده خدا هم تو سال یه بار شکار میزنه خوب ولی تو منطقه حفاظت شده اشتباه هست.

در مطالب بعدی بیشتر از سفر شکار همین چند وقت ومطالبی در همین مورد قرار میدم.
از چند شکارچی اسم یک مامور محیط زیست را شنیده بودم که سر زبان بود که مواظب باشید که خیلی راحت صیادهارو گیر میندازه بعضی ها هم میگفتند که مثل کبک تو کوه راه میره وخیلی از شکارچی هارو بعد از شکارشون گیر مینداخت.اما این مامور دلسوزیا محیط بان زرنگ نسل کل وبز کوههای نشلج وبهار اردهال صاف وتخته کرد وپس از دستگیری این محیط بان از کارش محروم شد ولی دوباره این آقا رو که بهتره اسمشو نبریم به کارش برگردوندن. چون چند راس کل وبزی که در این مناطق آرام گرفته اند گفته این آقا بیاد سر کارش بهتره.دستگیری این محیط بان به این صورت بوده که این مامور از روی نامردی رفقای یکی از گله داران منطقه را دستگیر میکنه.البته این کارا نامردی واین حرفارو نداره وظیفشونو باید انجام بدن.این آقا سید هم یکی از روزها که این محیط بان به کوه میاد هواشو میگیره وپس از شکار یک تکه 8سال با محیط زیست هماهنگ میکنه وگیرش میندازن.که این آقا سید میگفت تخته سنگی رو که تکه رو روی اون سر بریده بود با وانت بردم دادگاه تا پروندش چفت چفت بشه ولی متعجبم از اینکه این آقا رو دوباره به کارش برگردوندن.
شبیه همین هم در یکی از مامورین اطراف بود که پس از دستگیری این محیط بان هم دوباره با ...سر کارش برگشت که دوباره چند وقت پیش حین انجام وظیفه داشته شکار میکرده که گیرش میندازن که دوباره به منطقه رده بالا تر فرستاده شد.جالبه ...خیلی هم جالبه مامور توسط مامور گیر بیفته.
البته من خیلی به محیط زیست ومامورینشون احترام میزارم مامورین ومحیط بانان ما دلسوز وبرای کارشون زحمت میکشن.خوب یک درصد هم اینطوری از آب در میان.